جمال رضايى
175
بيرجندنامه ( فارسى )
7 - 4 - آبانبار حاجى ملك : با فاصلهء كمى در غرب آبانبار حاجى باقر و در ضلع جنوبى همان كوچه آبانبارى بود و هست كه به نام « حاجى ملك » ( حاج محمّد حسين ملك ، ملك التجّار ) شهرت يافته بود . بانى و واقف اين آبانبار كه بزرگترين و بهترين آبانبار شهر بود مرحوم « حاجى محمّد حسين بيك » برادر مرحوم « كربلايى محمّد تقى بنى اسدى » ( پدر برادران بنى اسدى ) بوده است . حاجى محمّد حسين غيناب ( غينوّ qeynow ) كه بعدها بر اثر پشتكار و فعاليّت شايان و شايستگى خود « ملك التجّار » بيرجند شد و به « حاجى ملك » معروف گرديد از جانب بانى اين آبانبار ( حاجى محمّد حسين بيك ) بر ساختن آن اشراف داشته و از جانب او مباشرت كار ساختن آبانبار را بر عهده داشته است ، بدينجهت آبانبار به نام او مشهور شده در صورتى كه حق اين بود و هست كه به نام بانى آن « حاجى محمّد حسين بيك » شهرت مىيافت . چون همهء هزينههاى احداث و ساختن آن را اين شخص خيّر و نيكوكار پرداخته بوده است . 8 - 4 - آبانبار گلشنى : چنانكه در شرح « بند باروتكوبان » گذشت ، در گوشهء جنوب غربى اين بند « حوض » بزرگى بود كه از آب زلال شدهء بند مزبور آب مىگرفت . بعدها مرحوم « حاج سيّد حسين گلشنى » كه از بازرگانان خوشنام شهر بود براى آن پاشير و شيرى ساخت و « حوض » را به « آبانبار » تبديل كرد ، از آن پس آن را « آبانبار گلشنى » مىخواندند ، اين آبانبار در حقيقت يك « حوضانبار » بود . 9 - 4 - آبانبار عمهعمه : به فاصلهء تقريبى يكصد و پنجاهمترى غرب « آبانبار حاجى ملك » و در ضلع جنوبى همان كوچهء پايين شهر آبانبارى بود كه پلّههاى بلند و سختگذر داشت . اين آبانبار در جنب ( غرب ) خانهء زنى كه به « عمهعمه » معروف بود واقع بود و به همين جهت به اين نام مشهور گشته بود و كسى نام بانى و واقف آن را نمىداند « 1 » . 10 - 4 - آبانبار جناب شيخ :
--> ( 1 ) . « عمهعمه » ( با تخفيف « م » ) زنى بوده سالخورده و سرشناس كه به همه در هنگام خطاب مىگفته است : « عمه ! عمه ! » بدينجهت به اين نام شهرت يافته بوده و نام حقيقى او را كسى نمىداند . واژهء عمّه در گويش بيرجند با تخفيف « م » يعنى « امه ame » فراگو مىشود .